سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

365

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

پس در هل مركبه غير از وجود دو امر ديگر معتبر است درحالىكه در هل بسيطه شيى واحدى اعتبار شده از اينرو ميتوان گفت دومى نسبت به آن بسيط محسوب مىگردد . سپس مىگويد : و باقى از الفاظ استفهام در اين جهت با هم مشتركند كه جملگى براى طلب تصور فقط مىآيند و از اين جهت با هم اختلاف دارند كه مطلوب بهريك تصور چيزى است غير از تصورى كه از ديگران مراد مى باشد . كلام برخى از اهل فن بعضى گفته‌اند بواسطه كلمه ( ما ) از شرح اسم و توضيح لفظ سؤال و طلب مىشود و به آن ماء شارحه مىگويند چنانچه مىگوئيم : ما العنقاء ؟ اين كلام را وقتى مىگوئيم كه شرح و توضيح لفظ [ عنقاء ] را طالب بوده و بخواهيم مفهومش براى ما مبين گردد لذا مستفهم منه بايد در مقام جواب لفظى را وارد كند كه از [ عنقاء ] مشهورتر و مأنوس‌تر باشد و گاهى بواسطه همين كلمه از ماهيت و حقيقت مسمى سئوال مىگردد و به آن اصطلاحا ماء حقيقيه گويند چنانچه مىگوئيم : ما الحركة ؟ يعنى حقيقت و ماهيت مسماى اين لفظ چيست ؟ لذا مستفهم منه بايد در مقام جواب ذاتيات آن را بياورد . و بايد توجه داشت كه در مدارج و مراتب سئوال اولين سئوالى كه مىكنند همان شرح الاسم استكه بواسطه ماء شارحه صورت ميگيرد و آخرين مرحله سئوال پرسش از حقيقت و ماهيّت مسمّى است كه با لفظ ماء حقيقيّه